امام سجاد (ع) از دیدگاه اهل سنت

مقام والا و شخصیت پر پرکت و عظیم سید الساجدین علیه السلام بر هیچ شیعه ای پوشیده نیست و علاوه بر شیعه اهل سنت نیز برای آن حضرت مقام و منزلت ویژه ای قایل هستند . ما در این مقاله به بررسی شخصیت امام زین العابدین علیه السلام نزد منابع اهل سنت خواهیم پرداخت  .

شخصیت فردی امام سجاد سلام الله علیه

در این بخش به شخصیت والای حضرت از قول علماء و بزرگان اهل سنت اشاره می‌شود:

زهری، ابو حازم، سعید بن مسیب و مالک:

ابن عماد حنبلی از قول این چهار نفر چنین نقل می‌کند:

قال الزهری ما رأیت أحدا أفقه من زین العابدین لکنه قلیل الحدیث وقال أبو حازم الأعرج ما رأیت هاشمیا أفضل منه وعن سعید بن المسیب قال ما رأیت أورع منه وقال مالک بلغنی أن علی بن الحسین کان یصلی فی الیوم واللیله ألف رکعه إلى أن مات وکان یسمى زین العابدین لعبادته.

زهری گفته: ندیدم کسی فقیه تر از زین العابدین ولی از او روایت کم نقل شده است. ابو حازم گفته: هیچ فرد هاشمی را ندیدم که برتر از امام سجاد علیه السلام باشد. و از سعید بن مسیب نیز منقول است که گفت: ندیدم کسی با تقوا تر از امام سجاد علیه السلام باشد.مالک نیز گفت: به من خبر رسید که علی بن حسین [امام سجاد سلام الله علیه] در شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند است تا اینکه از دنیا رفت. و به زین العابدین نام گذاری شد به علت کثرت عبادتش.[۱]

یعقوبی:

یعقوبی نیز در تاریخ خود چنین می نویسد:

وکان أفضل الناس وأشدهم عباده وکان یسمى زین العابدین وکان یسمى أیضا ذا الثفنات لما کان فی وجهه من أثر السجود وکان یصلی فی الیوم واللیله ألف رکعه ولما غسل وجد على کتفیه جلب کجلب البعیر فقیل لأهله ما هذه الآثار قالوا من حمله للطعام فی اللیل یدور به على منازل الفقراء. قال سعید بن المسیب ما رأیت قط أفضل من علی بن الحسین.

او برترین مردم زمانش بود و شدید ترین آنان در عبادت بود و او زین العابدین نامگذاری شده بود و همچنین به ایشان ذا الثفنات گفته می شد چرا که در صورت ایشان اثر سجده بود و ایشان در شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند و هنگامی ایشان را غسل می داند، بر روی دوش ایشان اثر جراحت مانند زخم شتران بود. به خانواده ایشان گفته شد: این ها آثار چیست؟ پاسخ دادند: اثر حمل غذا در شب است که بر منزل فقرا می بردند. سعید بن مسیب گفت: برتر از علی بن الحسین ندیدم.[۲]

ابو نعیم اصفهانی:

ابو نعیم اصفهانی چنین می نویسد:

علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب رضی الله تعالى عنهم زین العابدین ومنار القانتین کان عابدا وفیا وجوادا حفیا.

علی بن الحسین [امام سجاد علیه السلام] زینت عبادت کنندگان و نماد عابدین بود. او فردی عابد و وفا کار و به آرامی راه می رفت.[۳]

أبو الولید الباجی:

وی در مورد شخصیت امام سجاد سلام الله علیه از قول زهری چنین می نویسد:

حدثنا أبو الیمان أخبرنا شعیب عن الزهری قال حدثنی علی بن الحسین وکان أفضل أهل سنه وأحسنهم طاعه.[۴]

علی بن الحسن برای من صحبت کرد و او برتین اهل سنت و از نظر اطاعت از خداوند، بهترین آنان بود.

ابن ابی حازم:

بیهقی از قول ابن ابی حازم چنین نقل می کند:

قال ابن أبی حازم وهو من العلماء السلف: ما رأیت هاشمیاً أفضل من زین العابدین علی بن الحسین رضی الله عنهما.[۵]

ابن ابی حازم که از علمای گذشته است گفت: هیچ هاشمی را ندیدم که بر تر باشد مگر زین العابدین، علی بن الحسین.

ابن عساکر:

ابن عساکر شافعی نیز پیرامون آن حضرت می نویسد:

وکان یسمى بالمدینه زین العابدین لعبادته.[۶]

او [امام سجاد علیه السلام] در مدینه به خاطر عبادتش، سجاد نامیده شد.

ابن خلکان:

ابن خلکان نیز در مورد حضرت امام سجاد سلام الله علیه چنین می نویسد:

زین العابدین أبو الحسن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب رضی الله عنهم أجمعین المعروف بزین العابدین…هذا وهو أحد الأئمه الأثنی عشر ومن سادات التابعین قال الزهری ما رأیت قرشیا أفضل منه.[۷]

زین العابدین، ابوالحسن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب معروف به زین العابدین…ایشان یکی از ائمه دوازده گانه و از بزرگان تابعین می باشد.

زهری گفته است: هیچ فرد قریشی برتر از او [امام سجاد علیه السلام] ندیده ام.

عجلی:

عجلی از استوانه های علمی اهل سنت نیز چنین می نویسد:

على بن الحسین بن على بن أبی طالب مدنی تابعی ثقه وکان رجلا صالحا قال العجلی ویروى عن الزهرى قال ما رأیت هاشمیا قط أفضل من على بن الحسین.[۸]

علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب، اهل مدینه و تابعی و فردی ثقه و مورد اطمینان است و او فرد صالحی بود. عجلی نقل می کند: از زهری نقل می کند که او می گفت: هیچ فرد هاشمی برتر از علی بن الحسین ندیدم.

شیبانی نیز مانند این مطالب را نقل می کند.[۹]

یحیی بن سعید:

ابن سعد و ابن عبدالبر از قول یحیی بن سعید چنین می نویسند:

حدثنا حماد بن زید عن یحیى بن سعید قال سمعت علی بن حسین وکان أفضل هاشمی أدرکته.[۱۰]

یحیی بن سعید نقل می کند: از علی بن الحسین روایت شنیدم و و او برترین فرد هاشمی بود که او را درک کرده بودم.

سعید بن مسیب:

مزی و ذهبی از قول سعید بن مسیب چنین می نویسند:

قال رجل لسَعِید بن المُسَیب : ما رأیت أحدا أورع من فلان. قال هل رأیت علی بن الحسین ؟ قال : لا ، قال : ما رأیت أورع منه.[۱۱]

فردی به سعید بن مسیب گفت: من از فلان شخص فردی با تقوا تر ندیده ام. سعید بن مسیب به او گفت: آیا علی بن الحسین را دیده ای؟ گفت خیر. سعید گفت: من با تقوا تر از علی بن الحسین ندیده ام.

ابن حجر:

ابن حجر هیتمی مکی نیز در کتاب الصواعق خود پیرامون شخصیت والای امام سجاد سلام الله علیه چنین می نویسد:

وزین العابدین هذا هو الذی خلف أباه علما وزهدا وعباده وکان إذا توضأ للصلاه اصفر لونه فقیل له فی ذلک فقال ألا تدرون بین یدی من أقف.[۱۲]

زین العابدین جانشین پدرش در علم و زهد و عبادت بود و چون برای نماز وضو می‌گرفت، رنگش زرد می شد و در این باره از او سوال شد، فرمود: هیچ می دانید در مقابل چه کسی می ایستم؟!

مزی و ابن حجر:

مزی و ابن حجر، دو تن از استوانه های رجالی اهل سنت از قول مالک چنین نقل می ژ‌کنند:

وَقَال ابن وهب ، عن مالک : لم یکن فی أهل بیت رسول الله صلى الله علیه وسلم مثل علی بن الحسین.[۱۳]

عن مالک نقل است که گفت: در اهل بیت پیامبر صلی الله علیه [وآله] و سلم فردی مانند علی بن الحسین نبود.

ابن تیمیه:

ابن تیمیه حرانی نیز پیرامون شخصیت ان حضرت چنین می نویسد:

وأما على بن الحسین فمن کبار التابعین وساداتهم علما ودینا… وکان من خیار أهل العلم والدین من التابعین.[۱۴]

علی بن الحسین از بزرگان تابعین و بزرگان آنان از حیث علم و دین بود… و او از برگزیدگان اهل علم و دین از تابعین بود.

گنجی شافعی:

گنجی شافعی نیز پیرامون آن حضرت می نویسد:

کان عابداً وفیاً، وجواداً حفیاً.[۱۵]

او فردی عابد و اهل وفا و بخشنده ای با سخاوت بود.

خلقیات امام سجاد علیه السلام:

در این فصل نیز به نحو مختصر به برخی از سجایای اخلاقی حضرت می پردازیم:

مجالست با اهل دین:

شمس الدین ذهبی در سیر اعلام النبلاء چنین می نویسد:

وقال قال نافع بن جبیر لعلی بن الحسین إنک تجالس أقواما دونا قال آتی من أنتفع بمجالسته فی دینی قال وکان نافع یجد فی نفسه وکان علی بن الحسین رجلا له فضل فی الدین.[۱۶]

نافع بن جبیر به علی بن الحسین گفت: تو با افرادی که پست هستند می‌نشینی. حضرت پاسخ دادند: من با کسانی می نشینم که در دینم منفعتی داشته باشند. و نافع فرد خود بزرگ‌بینی بود و علی بن الحسین فردی بود که در دین دارای فضل بود.

کمک به فقرا:

ابو الفرج اصفهانی و ابو نعیم اصفهانی پیرامون این موضوع چنین می نویسند:

حدثنا الحسن بن علی قال حدثنی عبد الله بن أحمد بن حنبل قال حدثنی إسحاق بن موسى الأنصاری قال حدثنا یونس بن بکیر عن محمد بن إسحاق قال کان ناس من أهل المدینه یعیشون ما یدرون من أین عیشهم فلما مات علی بن الحسین فقدوا ما کانوا یؤتون به باللیل.[۱۷]

محمد بن اسحاق نقل می کند: عده ای از مردم اهل مدینه زندگی می کردند و نمی‌دانستند که زندگی شان از کجا می گذرد. چون علی بن الحسین از دنیا رفت، آنچه شبانگاهان به آنان می رسید قطع شد.

ابن عساکر نیز چنین می نویسد:

أخبرنا أبو عبدالله الفراوی نا أبو بکر محمد بن عبدالله بن عمر العمری أنا أبو محمد بن أبی شریح أنا أبو جعفر محمد بن أحمد بن عبدالجبار الردانی نا حمید بن زنجویه نا ابن أبی عباد نا ابن عیینه عن أبی حمزه الثمالی :

أن علی بن الحسین کان یحمل الخبز باللیل على ظهره یتبع به المساکین فی ظلمه اللیل ویقول إن الصدقه فی سواد اللیل تطفیء غضب الرب.[۱۸]

ابو حمزه ثمالی نقل می کند: علی بن الحسین در شب ها بر پشت خود نان را حمل می کرد و نان را در تاریکی شب به نیازمندان می رساند و می فرمود: صدقه در تاریکی شب، غضب خداوند را خاموش می کند.

وی همچنین می نویسد:

أخبرنا أبو عبدالله الحسین بن علی بن أحمد القاضی وأبو القاسم زاهر بن طاهر قالا أنا أحمد بن منصور بن خلف أنا أبو القاسم النضر بن محمد المحمی أنا الحسن بن محمد بن إسحاق الأزهری نا محمد بن زکریا الغلابی نا ابن عائشه عن أبیه عن عمه قال قال أهل المدینه ما فقدنا صدقه السر حتى مات علی بن الحسین.[۱۹]

اهل مدینه صدقه پنهانی را از دست نداند مگر زمانی که علی بن الحسین از دنیا رفت.

اثر زخم بر روی بدن حضرت بعد از شهادت:

ابن کثیر دمشقی، ابن جوزی حنبلی و ابو نعیم اصفهانی پیرامون انفاق امام سجاد سلام الله علیه و آثار برجای مانده بر روی بدن مبارک آن حضرت چنین می نویسند:

عن عمرو بن ثابت قال لما مات علی بن الحسین فغسلوه جعلوا ینظرون إلى آثار سواد بظهره فقالوا ما هذا فقیل کان یحمل جرب الدقیق لیلا على ظهره یعطیه فقراء أهل المدینه.[۲۰]

عمرو بن ثابت نقل می کند: هنگامی که امام سجاد علیه السلام از دنیا رفت، آن حضرت را غسل می دادند؛ و نگاه آنها به آثار کبودی بر پشت ایشان افتاد. سوال کردند این آثار چیست؟ گفتند: جای کیسه های آرد است که حضرت شب ها بر پشت حمل کرده و خود برای فقرای مدینه می بردند.

مهربانی امام:

یافعی پیرامون رفتار خوش امام سجاد علیه السلام با فردی که با بد رفتاری با آن حضرت رفتار کرده بود، چنین می نویسد:

وروى انه تکلم رجل فیه وافترى علیه فقال له زین العابدین ان کنت کما قلت فاستغفر الله وان لم اکن کما قلت فغفر الله لک فقام الیه الرجل وقبل رأسه وقال جعلت فداک لست کما قلت فاغفر لى قال غفر الله لک فقال الرجل الله اعلم حیث یجعل رسالته.[۲۱]

مردی در مورد حضرت صحبت کرد و به ایشان افتراء زد. امام فرمود: اگر آنچه که گفتی در من باشد، از خداوند طلب بخشش می کنم. و اگر در من نباشد – چنانچه تو گفتی- خداوند تو را ببخشد. ان مرد بلند شد و سر مبارک آن حضرت را بوسید و گفت: فدایت شوم آنچیزی که من گفتم نیستی. مرا ببخش. حضرت فرمود: خداوند تو را ببخشد. آن مرد پاسخ داد: خداوند آگاهتر است که رسالت خویش را کجا قرار دهد!

هیبت امام سجاد علیه السلام و شعر معروف فرزدق:

قضیه حج امام سجاد سلام الله علیه و هیبت آن حضرت در کتب تاریخ فریقین بسیار مشهور است که به نقل داستان آن می پردازیم.

تنوخی و ابن سمعون داستان را از قول ابو الفرج اصفهانی چنین نقل می کنند:

قال أبو الفرج الأصبهانی: حدثنی بن محمد بن الجعد ومحمد بن یحیى قالا: حدثنا محمد بن زکریا العلانی قال: حدثنا ابن عائشه قال: حج هشام بن عبد الملک فی خلافه الولید أخیه ومعه أهل الشام فجهد أن یستلم الحجر فلم یقدر من ازدحام الناس، فنصب له منبر فجلس علیه ینظر إلى الناس، فأقبل زین العابدین علی بن الحسین رضی الله عنهما، وهو أحسن الناس وجهاً، وأنظفهم ثوباً؛ وأطیبهم رائحه، فطاف بالبیت فلما بلغ الحجر تنحى الناس کلهم له وأخلوا الحجر لیستلمه، هیبه له وإجلالاً، فغاظ ذلک هشاماً وبلغ منه، فقال رجل لهشام: من هذا أصلح الله الأمیر؟ قال: لا أعرفه، وکان به عارفاً، ولکنه خاف أن یرغب فیه أهل الشام ویسمعوا منه. فقال الفرزدق، وکان لذلک کله حاضراً: أنا أعرفه فسلنی یا شامی من هو، قال: ومن هو؟ قال:

هذا الذی تعرف البطحاء وطأته … والبیت یعرفه والحل والحرم

هذا ابن خیر عباد الله کلهم … هذا التقی النفی الطاهر العلم …[۲۲]

هشام بن عبدالملک در زمان برادرش همراه با اهل شام به حج رفت. مردم می‌خواستند تا حجر الاسود را لمس کنند ولی به علت کثرت جمعیت نمی توانستند. برای هشام منبری قرار داده شد و روی آن نشست و به مردم نگاه می کرد. امام سجاد سلام الله علیه آمد. از نظر زیبایی، زیباترین مردم و از نظر پاکی، لباسش نظیف ترین لباس ها بود و بوی ایشان، بهترین رایحه بود. وقتی خانه خدا را طواف کرد، به نزدیک حجر الاسود رسید، همه مردم کنار رفته و حجر الاسود را برای آن حضرت خالی کردند تا ایشان آن سنگ را دست بکشند. ان حضرت دارای هیبت و بزرگی بود. هشام از این قضیه عصبانی شد. مردی به او گفت: خداوند تو را اصلاح کند. این چه کسی است ای امیر؟ با اینکه حضرت را می‌شناخت گفت: نمیشناسم. وی می ترسید که مردم شام به او ترغیب شده و از او حرف شنوی کنند. فرزدق [شاعر معروف عرب] که حاضر این قضایا بود گفت: من او را می شناسم. ای فرد شامی از من سوال کن. آن فرد شامی گفت او کیست؟ فرزدق با شعر جواب داد که:

۱- این مرد کسى است که سنگریزه ‏هاى مکه جاى پاى او را مى‏ شناسند، خانه کعبه و بیان ‌هاى حجاز از حل و حرم او را مى‏شناسند.

۲- این فرزند بهترین همه بندگان خدا است، این همان مرد پرهیزکار و پاکیزه و پاکى است که نشانه (خداوند در روى زمین) است.

آزاد کردن کنیز:

برخی از علمای اهل سنت قضیه آزاد شدن کنیز حضرت را چنین نقل کرده اند:

حدثنی شیخ من أهل الیمن قد أتت علیه بضع وسبعون سنه فیما أخبرنی یقال له عبدالله بن محمد قال سمعت عبدالرزاق یقول جعلت جاریه لعلی بن الحسین تسکب علیه الماء یتهیأ للصلاه فسقط الإبریق من ید الجاریه على وجهه فشجه فرفع علی بن الحسین رأسه إلیها فقالت الجاریه إن الله عز وجل یقول (والکاظمین الغیظ) فقال لها قد کظمت غیظی قالت (والعافین عن الناس) قال قد عفا الله عنک قالت  (والله یحب المحسنین) قال فاذهبی فأنت حره.[۲۳]

کنیز امام سجاد سلام الله علیه برای آن حضرت آب می ریخت تا حضرت وضو گرفته و آماده نماز شوند. ظرف آب از دست او افتاد و با صورت حضرت برخورد کرد و سر مبارک ایشان شکست. حضرت سر خود را بالا آورده تا به کنیز نگاه کنند. کنیز گفت: خداوند متعال فرموده است: و کسانی که خشم خود را فرو می برند. حضرت فرمودند: خشم خود را فرو بردم. کنیز گفت: و از مردم نیز می گذرند. حضرت فرمودند: خدا از تو گذشته است. کنیز گفت: و خداوند نیکو کاران را دوست دارد. حضرت فرمودند: برو که تو آزاد شدی.

حزن دائمی حضرت:

ابن عساکر پیرامون حزن و گریه آن حضرت بعد از واقعه کربلا چنین می نویسد:

أخبرنا أبو سعد البغدادی أنا أبو عمرو بن منده أنا الحسن بن محمد بن أحمد أنا أبو الحسن اللنبانی نا أبو بکر بن أبی الدنیا حدثنی الحسین بن عبدالرحمن عن أبی حمزه محمد بن یعقوب عن جعفر بن محمد قال سئل علی بن الحسین عن کثره بکائه فقال لا تلومونی فإن یعقوب علیه السلام فقد سبطا من ولده فبکا حتى ابیضت عیناه من الحزن ولم یعلم أنه مات وقد نظرت إلى أربعه عشر رجلا من أهل بیتی یذبحون فی غداه واحد فترون حزنهم یذهب من قلبی أبدا.[۲۴]

از امام صادق سلام الله علیه منقول است که فرمودند: از امام سجاد سلام الله علیه به خاطر کثرت گریه ایشان سوال کردند؟ حضرت فرمودند: مرا ملامت نکنید. یعقوب علیه السلام یکی از فرزندانش را از دست داد، از غم از دست دادن او آنقدر گریه کرد تا چشمانش سفید شد [کنایه از نابینایی] در حالی که نمی دانست او مرده است، من چهارده نفر از اهل بیتم را دیدم که در یک روز ذبح شدند. آیا گمان می کنید که غم از دست دادن آنان هرگز از قلبم خارج می شود؟

نتیجه:

مناقب و فضائل خَلقی و خُلقی امام سجاد سلام الله علیه بیش از آن است که ذکر گردد، اما از باب نمونه به برخی از نظرات علمای اهل سنت پیرامون شخصیت والای آن حضرت و همچنین به خلقیات ایشان به نحو مختصر اشاره گردید.

منابع :

[۱] – العکری الحنبلی، عبد الحی بن أحمد بن محمد (متوفاى۱۰۸۹هـ)، شذرات الذهب فی أخبار من ذهب، ج ۱ ص ۱۰۵ ، تحقیق: عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط، ناشر: دار بن کثیر – دمشق، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۶هـ. .

[۲] – الیعقوبی، ج ۲ ص ۳۰۳ ، أحمد بن أبی یعقوب بن جعفر بن وهب بن واضح (متوفاى۲۹۲هـ)، تاریخ الیعقوبی، ناشر: دار صادر – بیروت.

[۳] – الأصبهانی، ابونعیم أحمد بن عبد الله (متوفاى۴۳۰هـ)، حلیه الأولیاء وطبقات الأصفیاء، ج ۳ ص ۱۳۳ ، ناشر: دار الکتاب العربی – بیروت، الطبعه: الرابعه، ۱۴۰۵هـ..

[۴] – الباجی، سلیمان بن خلف بن سعد ابوالولید (متوفاى۴۷۴هـ)، التعدیل والتجریح لمن خرج له البخاری فی الجامع الصحیح، ج ۳ ص ۹۵۶ ، تحقیق: د. ابولبابه حسین، ناشر: دار اللواء للنشر والتوزیع – الریاض، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۶هـ – ۱۹۸۶م.

[۵] – البیهقی، أبو الحسن ظهیر الدین علی بن زید، الشهیر بابن فندمه (متوفای ۵۶۵هـ) لباب الأنساب والألقاب والأعقاب، ج ۱ ص ۱۳ ، دار النشر: طبق برنامه الجامع الکبیر.

[۶] – ابن عساکر الدمشقی الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبه الله بن عبد الله،(متوفاى۵۷۱هـ)، تاریخ مدینه دمشق وذکر فضلها وتسمیه من حلها من الأماثل، ج ۴۱ ص ۳۷۹ ، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامه العمری، ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۹۹۵.

[۷] – إبن خلکان، ابوالعباس شمس الدین أحمد بن محمد بن أبی بکر (متوفاى۶۸۱هـ)، وفیات الأعیان و انباء أبناء الزمان، ج ۳ ص ۲۶۷ ، تحقیق احسان عباس، ناشر: دار الثقافه – لبنان.

[۸] – العجلی، أبی الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاى۲۶۱هـ)، معرفه الثقات من رجال أهل العلم والحدیث ومن الضعفاء وذکر مذاهبهم وأخبارهم، ج ۲ ص ۱۵۳ ، تحقیق: عبد العلیم عبد العظیم البستوی، ناشر: مکتبه الدار – المدینه المنوره – السعودیه، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۵ – ۱۹۸۵م.

[۹] – الشیبانی، أحمد بن عمرو بن أبی عاصم (متوفای۲۸۷هـ)، الزهد، ج ۱ ص ۱۶۶ ، تحقیق: عبد العلی عبد الحمید حامد، دار النشر: دار الریان للتراث – القاهره، الطبعه: الثانیه ۱۴۰۸ .

[۱۰] – البصری الزهری، محمد بن سعد بن منیع أبو عبدالله (متوفای۲۳۰ هـ)، الطبقات الکبرى ، ج ۵ ص ۲۱۴ ، دار النشر : دار صادر – بیروت ، طبق برنامه الجامع الکبیر.

النمری القرطبی المالکی، ابوعمر یوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفاى ۴۶۳هـ)، التمهید لما فی الموطأ من المعانی والأسانید، ج ۹ ص ۱۵۶ ، تحقیق: مصطفی بن أحمد العلوی، ‏محمد عبد الکبیر البکری، ناشر: وزاره عموم الأوقاف والشؤون الإسلامیه – المغرب – ۱۳۸۷هـ..

[۱۱] – المزی، ابوالحجاج یوسف بن الزکی عبدالرحمن (متوفاى۷۴۲هـ)، تهذیب الکمال، ج ۲۰ ص ۳۸۹ ، تحقیق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۰هـ – ۱۹۸۰م.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى۷۴۸ هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج ۴ ص ۳۹۱ ، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: التاسعه، ۱۴۱۳هـ..

[۱۲] – الهیثمی، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر (متوفاى۹۷۳هـ)، الصواعق المحرقه علی أهل الرفض والضلال والزندقه، ج ۲ ص ۵۸۲ ، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی – کامل محمد الخراط، ناشر: مؤسسه الرساله – لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۷هـ – ۱۹۹۷م.

[۱۳] – المزی، ابوالحجاج یوسف بن الزکی عبدالرحمن (متوفاى۷۴۲هـ)، تهذیب الکمال، ج ۲۰ ص ۳۸۷ ، تحقیق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۰هـ – ۱۹۸۰م.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى۸۵۲هـ)، تهذیب التهذیب، ج ۷ ص ۲۶۹ ، ناشر: دار الفکر – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۴ – ۱۹۸۴ م.

[۱۴] – ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفاى ۷۲۸ هـ)، منهاج السنه النبویه، ج ۴ ص ۴۹ ، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسه قرطبه، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۶هـ..

[۱۵] الگنجی الشافعی، الإمام الحافظ أبی عبد الله محمد بن یوسف بن محمد القرشی، کفایه الطالب فی مناقب علی بن أبی طالب، ص ۳۹ ، تحقیق و تصحیح و تعلیق: محمد هادی امینی، ناشر: دار احیاء تراث اهل البیت (ع)، طهران، الطبعه الثالثه، ۱۴۰۴هـ..

[۱۶] – الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى۷۴۸ هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج ۴ ص ۳۸۸ ، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: التاسعه، ۱۴۱۳هـ..

[۱۷] – الأصبهانی، أبو الفرج (متوفای۳۵۶هـ)، الأغانی، ج ۱۵ ص ۳۱۶ ، تحقیق: علی مهنا وسمیر جابر، ناشر: دار الفکر للطباعه والنشر – لبنان.

الأصبهانی، ابونعیم أحمد بن عبد الله (متوفاى۴۳۰هـ)، حلیه الأولیاء وطبقات الأصفیاء، ج ۳ ص ۱۳۶ ، ناشر: دار الکتاب العربی – بیروت، الطبعه: الرابعه، ۱۴۰۵هـ..

[۱۸] – ابن عساکر الدمشقی الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبه الله بن عبد الله،(متوفاى۵۷۱هـ)، تاریخ مدینه دمشق وذکر فضلها وتسمیه من حلها من الأماثل، ج ۴۱  ص ۳۸۳ ، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامه العمری، ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۹۹۵.

[۱۹] – ابن عساکر الدمشقی الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبه الله بن عبد الله،(متوفاى۵۷۱هـ)، تاریخ مدینه دمشق وذکر فضلها وتسمیه من حلها من الأماثل، ج ۴۱ ص ۳۸۴ ، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامه العمری، ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۹۹۵.

[۲۰] – ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفاى۷۷۴هـ)، البدایه والنهایه، ج ۹ ص ۱۱۴ ، ناشر: مکتبه المعارف – بیروت.

ابن الجوزی الحنبلی، جمال الدین ابوالفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفاى ۵۹۷ هـ)، صفه الصفوه، ج ۲ ص ۹۶ ، تحقیق: محمود فاخوری – د.محمد رواس قلعه جی، ناشر: دار المعرفه – بیروت، الطبعه: الثانیه، ۱۳۹۹هـ – ۱۹۷۹م.

الأصبهانی، ابونعیم أحمد بن عبد الله (متوفاى۴۳۰هـ)، حلیه الأولیاء وطبقات الأصفیاء، ج ۳ ص ۱۳۶ ، ناشر: دار الکتاب العربی – بیروت، الطبعه: الرابعه، ۱۴۰۵هـ..

[۲۱] – الیافعی، ابومحمد عبد الله بن أسعد بن علی بن سلیمان (متوفاى۷۶۸هـ)، مرآه الجنان وعبره الیقظان، ج ۱ ص ۱۹۱ ، ناشر: دار الکتاب الإسلامی – القاهره – ۱۴۱۳هـ – ۱۹۹۳م.

[۲۲] – البغدادی، أبو الحسین محمد بن أحمد بن إسماعیل بن عنبس (متوفاى۳۸۷هـ)، أمالی ابن سمعون، ج ۱ ص ۸ ، طبق برنامه الجامع الکبیر.

التنوخی، أبو علی المحسن بن علی، (متوفای: ۳۸۴هـ) ، المستجاد من فعلات الأجواد ، ج ۱ ص ۳۰۳ ، طبق نرم افزار الجامع الکبیر.

[۲۳] – ابن عساکر الدمشقی الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبه الله بن عبد الله،(متوفاى۵۷۱هـ)، تاریخ مدینه دمشق وذکر فضلها وتسمیه من حلها من الأماثل، ج ۴۱ ص ۳۸۷ ، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامه العمری، ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۹۹۵.

البیهقی، أحمد بن الحسین بن علی بن موسی ابوبکر (متوفاى۴۵۸هـ) شعب الإیمان، ج ۶ ص ۳۱۷ ، تحقیق: محمد السعید بسیونی زغلول، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۰هـ.

[۲۴] – ابن عساکر الدمشقی الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبه الله بن عبد الله،(متوفاى۵۷۱هـ)، تاریخ مدینه دمشق وذکر فضلها وتسمیه من حلها من الأماثل، ج ۴۱ ص ۳۸۶ ، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامه العمری، ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۹۹۵.

Leave a comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *