امام هادی (ع) از دیدگاه اهل سنت

وجود مقدس دهمین حجت خدا، حضرت علی بن محمد الهادی سلام الله علیهما در نیمه ماه ذی الحجه سال دویست و دوازده در محلی به نام صریا در اطراف مدینه منوره دیده به جهان گشود. پدر بزرگوار ایشان، نهمین امام حضرت جواد الائمه سلام الله علیه و مادر گرامی ایشان حضرت سمانه سلام الله علیها زنی با فضیلت و با تقوا بود. شرایط زندگانی آن امام به نحوی بود که همراه با فرزند برومند خود، حضرت حسن بن علی العسکری سلام الله علیهما و همسر ایشان حضرت نرجس خاتون سلام الله علیها و همچنین حضرت حکیمه خاتون سلام الله علیها؛ فرزند امام جواد سلام الله علیه در سامراء و در عسکر (منطقه ای حفاظت شده مانند پادگان) زندگی می کردند. شرایط زندگانی آن حضرت باعث شد که میزان دست یابی و استفاده علمی از محضر ایشان کمتر از دیگر اهل بیت علیهم السلام باشد. سر انجام امام هادی علیه السلام پس از آنکه سی وسه سال سکان داری هدایت مردم، در سال دویست و پنجاه و چهار در شهر سامراء به شهادت و در خانه خود به خاک سپرده شدند. هم اکنون نیز بارگاه مقدس و منور آن امام همام، ملجأ و مأوای شیعیان و دوست داران آن حضرت می باشد.

در نوشته پیش روی شما، گذری مختصر بر شخصیت آن حضرت از منظر علمای اهل تسنن می باشد.

ابن خلکان (متوفای ۶۸۱ هـ):

ابن خلکان از بزرگان شافعی مذهب اهل سنت از امام هادی سلام الله علیه چنین یاد می کند:

أبو الحسن العسکریأبو الحسنعلی الهادیبن محمد الجواد بن علی الرضا …کان قد سعی به إلى المتوکل وقیل إن فی منزله سلاحا وکتبا وغیرها من شیعته وأوهموه أنه یطلب الأمر لنفسه فوجه إلیه بعده من الأتراک لیلا فهجموا علیه فی منزله على غفله فوجدوه وحده فی بیت مغلق وعلیه مدرعه من شعر وعلى رأسه ملحفه من صوف وهو مستقبل القبله یترنم بآیات من القرآن فی الوعد والوعید لیس بینه وبین الأرض بساط إلا الرمل والحصى فأخذ على الصوره التی وجد علیها وحمل إلى المتوکل فی جوف اللیل فمثل بین یدیه والمتوکل یستعمل الشراب وفی یده کأس فلما رآه أعظمه وأجلسه إلى جنبه.[۱]

ابوالحسن علی هادی بن محمد جواد بن علی رضا … نزد متوکل از او سعایت [بد گویی] گردید و گفته شد که در منزل او اسلحه و نوشته‌ها و اشیاء دیگری است که از شیعیان او رسیده و برای به دست گرفتن حکومت قصد شورش دارد، متوکل عده‌ای از ترک ها را ناگهان به منزل ایشان فرستاد و آنان شبانه به خانه‌ی او [امام هادی سلام الله علیه] هجوم بردند ولی هر چه جستجو کردند چیزی به دست نیاوردند. آنگاه آن حضرت را در اطاقی تنها دیدند که در به روی خود بسته و جامه‌ی پشمین بر تن دارد و بر زمین مفروش از شن و ماسه نشسته و به عبادت خدا و تلاوت قرآن پیرامون وعده و وعید الهی مشغول است. مأموران متوکل، امام را با همان حال که زیر لب قرآن تلاوت می کرد، نزد او بردند. وقتی امام را وارد مجلس متوکل کردند او در بزم شراب بود و جام شرابی در دست داشت و چون امام را دید، عظمت و هیبت وی متوکل را فرا گرفت و بی‌اختیار حضرت را احترام کرد و در کنار خود نشانید.

ذهبی (متوفای ۷۴۸ هـ):

شمس الدین ذهبی از علما و استوانه های علمی اهل تسنن پیرامون امام هادی سلام الله علیه چنین می­نویسد:

وکذلک ولده الملقب بالهادی شریف جلیل.[۲]

وهمچنین فرزند او [امام جواد سلام الله علیه]، لقبش هادی، فردی شریف و با جلالت بود.

وی در کتاب العِبَر نیز چنین می نویسد:

وکان فقیها إماما متعبدا.[۳]

ایشان [امام هادی علیه السلام] امامی فقیه و فردی عبادت پیشه بود.

صفدی (متوفای ۷۶۴ هـ):

صفدی شافعی پیرامون مقام علمی امام هادی سلام الله علیه داستانی را چنین نقل می کند:

علی بن محمد بن علی بن موسی… هو أبوالحسن الهادی بن الجواد بن الرضا بن الکاظم بن الصادق بن الباقر بن زین‌العابدین، أحد الأئمه الإثنی عشر عند الإمامیه … کان المتوکل قد اعتل، فقال: إن برأت لأتصدقن بمال کثیر. فلما عوفی، جمع الفقهاء و سألهم عن ذلک، فأجابوه مختلفین. فبعث الی علی الهادی علیه‌السلام. فقال: یتصدق بثلاثه ثمانین دینار قالوا: من أین لک هذا؟ قال: لأن الله تعالی قال: (لقد نصرکم الله فی مواطن کثیره) (توبه، آیه ۲۵). و روی أهلنا ان المواطن کانت ثلاثه و ثمانین موطنا.[۴]

علی بن محمد… ابوالحسن هادی بن جواد بن رضا بن کاظم بن صادق بن باقر بن زین العابدین یکی از ائمه‌ی دوازده‌گانه نزد امامیه [شیعیان دوارده امامی] است. روزی متوکل بیمار شد و نذر کرد که اگر شفا یابد، تعداد کثیری دینار در راه خدا صدقه دهد، هنگامی که بهبود یافت، فقها را جمع کرد و پرسید: چند دینار باید صدقه دهم که بر آن «کثیر» صدق کند؟ فقها در این باره فتاوای مختلف دادند، متوکل ناگزیر مسأله را از حضرت هادی علیه‌السلام سؤال کرد. ایشان پاسخ داد که باید ۸۳ دینار بپردازی. فقهاء از این فتوا تعجب کردند و به متوکل گفتند از او بپرسید این فتوا براساس چه مدرکی است؟ حضرت فرمود: خدا در قرآن می‌فرماید: (لقد نصرکم الله…) خداوند شما را در موارد «کثیر» یاری کرده است و از طریق ما اهل‌بیت روایت شده است که جنگها و سریه‌های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ۸۳ فقره بوده است. [بنابراین باید ۸۳ دینار صدقه بدهی].

یافعی (متوفای ۷۶۸ هـ):

یافعی از علمای اهل سنت پیرامون آن حضرت چنین می نگارد:

سنه اربع وخمسین ومائتینفیها توفی العسکرى أبو الحسن على الهادى بن محمد الجواد بن على الرضأ بنموسى الکاظم بن جعفر الصادق العلوى الحسینى عاش اربعین سنه وکان متعبدا فقیها اماما.[۵]

حوادث سال دویست و پنجاه و چهار: در این سال عسکری، ابوالحسن هادی بن محمد جواد بن علی رضا بن موسی کاظم بن جعفر صادق علوی حسینی وفات کرد. چهل سال زندگی کرد. او اهل عبادت، فقیه، و امام و پیشوا بود.

ابن کثیر (متوفای ۷۷۴ هـ):

ابن کثیر دمشقی وی نیز از برجسته ترین شاگردان ابن تیمیه می باشد، امام هادی سلام الله علیه را چنین توصیف می کند:

وأما أبو الحسن علی الهادی … وقد کان عابدا زاهدا … وهو على التراب لیس دونه حائل.[۶]

ابو الحسن هادی … او فردی عابد و زاهدی بود … روی خاک می نشست در حالی که زیر اندازی زیر پایش نبود (کنایه از زهد و ساده زیستی حضرت).

ابن صباغ (متوفایمتوفای ۸۵۵ هـ):

ابن صباغ مالکی مالکی وجود مقدس امام هادی سلام الله علیه را چنین معرفی می کند:

فضل أبی‌الحسن علی الهادی قد ضرب علی المجره قبابه و مد علی نجوم السماء اطنابه و ما تعد منقبه الا و له أفخرها و لا تذکر مکرمه الا و له فضیلتها و لا تورد محمده الا و له تفصیلها و جملتها. استحق ذلک بما فی جوهر نفسه من کرم تفرد بخصائصه فکانت نفسه مهذبه و اخلاقه مستعذبه و سیرته عادله و افعاله فاضله و هو من الوقار و السکون و الطمأنینه و الفقه و النزاهه و الزهاده و النباهه علی السیره النبویه و الشنشنه العلویه و نفس زکیه و همه عالیه لا یقاربها أحد من الأنام و لا یداینها.[۷]

گنبد فضل ابوالحسن علی هادی بر کهکشانها سر زده شعاع فضائلش تا ستارگان آسمانها امتداد یافته است و هیچ فضیلت و منقبتی نیست مگر این که افتخار آمیزترین آن پیش او است و برای این شایسته این فضیلت است که در جوهر ذات او کرامتی که در ویژگیهای آن یگانه است و سرستش پاکیزه شده از عیب و نقص، و اخلاقش خوش و شیرین و سیرت و روشش متعادل و افعالش با فضیلت می‌باشد او در وقار و سکون و طمأنینه و فقه و نزاهت و پرهیزگاری و دانائی و آگاهی مطابق روش پیامبر و خوی و عادت علوی بود و دارای سرشت پاک و همت عالی بود که کسی از مردم به آن حد نمی‌رسید.

ابن حجر هیثمی (متوفای ۹۷۳ هـ):

ابن حجر از علمای متعصب اهل تسنن پیرامون علم و سخاوت آن حضرت چنین می نویسد:

وکان وارث أبیه علماوسخاء.[۸]

او علم و سخاوت را از پدرش به ارث برده بود.

قرمانی (متوفای ۱۰۱۹ هـ):

احمد بن یوسف قرمانی بعد از ذکر نام امام هادی سلام الله علیه، شخصیت امام را چنین باز گو می کند:

و اما مناقبهفنفیسه و اوصافه شریفه.[۹]

مناقبش گرانبها واوصافش شریف می‌باشد.

شبراوی (متوفای ۱۱۷۱ هـ):

شبراوی شافعی پس از ذکر نام امام هادی سلام الله علیه اشاره می کند که فضائل آن حضرت بسیار زیاد است:

و کراماته کثیره.[۱۰]

و کرامات او بسیار زیاد است.

زرکلی (متوفای ۱۳۹۶ هـ):

زرکلی از نویسندگان اهل تسنن پیرامون دهمین خورشید امامت و ولایت می نویسد:

علی (الملقب بالهادی) ابن محمد الجواد ابن علی الرضى بن موسى بن جعفر الحسینی الطالبی: عاشر ائمه الاثنی عشر عند الإمامیه، وأحد الأتقیاء الصلحاء ولد بالمدینه.[۱۱]

لقب ایشان هادی و نام او علی  بن محمد جواد بن علی رضا بن موسی بن جعفر حسینی از نسل [حضرت] ابوطالب [علیهم السلام]، دهمین امام نزد شیعه دوازده امامی و یکی از صالحین پرهیزگار بود که در مدینه متولد شد.

مطالبی که از نظر گذشت، تنها قطره ای از نظرات علمای اهل تسنن پیرامون وجود مقدس و منور امام هادی سلام الله علیه بود که بر اساس برخی از منابع اهل سنت ذکر گردید و مدح و منقبت آن حضرت بیش از آن است که در این مجال بگنجد.

[۱] – إبن خلکان، ابوالعباس شمس الدین أحمد بن محمد بن أبی بکر (متوفاى۶۸۱هـ)، وفیات الأعیان و انباء أبناء الزمان،ج ۳ ص ۲۷۲ ،تحقیق احسان عباس، ناشر: دار الثقافه – لبنان.

[۲] – الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى۷۴۸ هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج ۱۳ ص ۱۲۱ ، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: التاسعه، ۱۴۱۳هـ.

[۳] – الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ۷۴۸ هـ)، العبر فی خبر من غبر، ج ۲ ص ۱۲ ، تحقیق: د. صلاح الدین المنجد، ناشر: مطبعه حکومه الکویت – الکویت، الطبعه: الثانی، ۱۹۸۴.

[۴] – الصفدی، صلاح الدین خلیل بن أیبک (متوفاى۷۶۴هـ)، الوافی بالوفیات،ج ۲۲ ص ۴۹،تحقیق أحمد الأرناؤوط وترکی مصطفى، ناشر: دار إحیاء التراث – بیروت – ۱۴۲۰هـ- ۲۰۰۰م.

[۵] – الیافعی، ابومحمد عبد الله بن أسعد بن علی بن سلیمان (متوفاى۷۶۸هـ)، مرآه الجنان وعبره الیقظان،ج ۲ ص ۱۵۹ و ۱۶۰ ،ناشر: دار الکتاب الإسلامی – القاهره – ۱۴۱۳هـ – ۱۹۹۳م.

[۶] – ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفاى۷۷۴هـ)، البدایه والنهایه، ج ۱۱ ص ۱۵ ، ناشر: مکتبه المعارف – بیروت.

[۷] – المالکی، علی بن محمد بن أحمد المالکی المکی المعروف بابن الصباغ (متوفای۸۸۵هـ)، الفصول المهمه فی معرفه الأئمه، ج ۲ ص ۱۰۷۳ و ۱۰۷۴ ، تحقیق: سامی الغریری، ناشر: دار الحدیث للطباعه والنشرمرکز الطباعه والنشر فی دار الحدیث – قم، الطبعه الأولى: ۱۴۲۲ هـ .

[۸] – الهیثمی، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر (متوفاى۹۷۳هـ)، الصواعق المحرقه علی أهل الرفض والضلال والزندقه، ج ۲ ص ۵۹۸ ، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی – کامل محمد الخراط، ناشر: مؤسسه الرساله – لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۷هـ – ۱۹۹۷م.

[۹] – القرمانی، أحمد بن یوسف، (المتوفى: ۱۰۱۹هـ)، أخبار الدول و آثار الأول فی التاریخ،ج ۱ ص ۳۴۹ ،المحقق، الدکتور فهمی سعد، الدکتور أحمد حطیط، دار النشر: عالم الکتاب، الطبعه الأولی: ۱۴۱۲ هـ.

[۱۰] – الشبراوی، الشافعی، عبدالله بن محمد بن عامر، الاتحاف بحب الاشراف، ص۶۷ ، مطعبه مصطفی البابی الحلبی وأخویه بمصر .

[۱۱] – الزرکلی، خیر الدین، الأعلام، ج۴، ص۳۲۳، چاپ پنجم، ناشر : دار العلم للملایین – بیروت – لبنان، ۱۹۸۰ م.

Leave a comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *