بسم الله الرحمن الرحیم

شاید بتوان گفت یکی از رموز موفقیت کشورهای پیشرفته مخصوصا کشور های استعمارگر آینده نگری و برنامه ریزی بلند مدت پیاده کردن این برنامه ها توسط احزاب مختلف حاکم ، طی ادوار مختلف است .

شاهد هستیم که سیاست های خصمانه آمریکا علیه ایران هرگز تغییری نکرده است و در طول ۴۰ سال پس از انقلاب همواره یک سیاست واحد البته شاید با ظاهر های متفاوت باشد .

از همین رو میتوان گفت که یکی از دلایل عدم پیشرفت ما در بسیاری از موارد عدم اینده نگرده و عمل نکردن به برنامه های موجود است .

به عنوان مثال سند چشم انداز توسعه که یکی از طرح های توسعه گرا است و التزام به آن میتوانست موجب پیشرفت و ترقی کشور گردد ، متاسفانه اکنون مغفول مانده است .

و یا به عنوان نمونه ای دیگر موضع گیری در قبال دشمن اصلی ملت ایران یعنی آمریکا در ادوار مختلف تغییرات و چرخش های چشم گیری داشته است که موجب صدمات بسیاری به کشور گردیده است .

اما بر خلاف ما دولت های مختلف دشمن اصلیمان یعنی آمریکا بر برنامه های بلند مدت ضد ایرانی خود ملتزم بوده و در این زمینه ذره ای عقب نشینی نداشته اند .

دولت های استعمار گر همیشه در فکر ایجاد حکومت های دست نشانده خود در کشورهای تحت سلطه خود بوده اند و اگر در کشوری امکان به تشکیل این نوع حکومت ها نبود باز نا امید نشده و با برنامه ریزی بلند مدت زمینه را برای تشکیل چنین دولت هایی و پیاده کردن اهداف خود آماده می کنند .

در مورد جمهوری اسلامی ایران نیز پس از انقلاب اسلامی آمریکا طرح های کوتاه مدت و بلند مدت معددی را طرح ریزی کرد تا بتواند به ایران ایده آل خود دست یابد .

پس از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران اسناد متعددی پیرامون این موضوع به دست آمد که برخی از آنها روایت گرد برنامه های شوم آمریکا در قبال کشورمان بود که دولت مورد نظر آمریکا و برنامه آمریکا برای تشکیل این دولت را افشاء می کند .

« در این موقع حساس هیچ دولتی قادر نیست که حکومت ایران را سرنگون کند . پس باید از در مسالمت آمیز با ایران درآمد و به گسترش کارهای عملی کمک نمود. [از جمله] جلب عناصری در ارتش و گروههای میانه رو مذهبی که در آینده نقش خاصی خواهند داشت » ( از نامه لینگن به وزارت امور خارجه ۲۹ مرداد ۵۸)

عناصر میانه رو

واژه ” عناصر میارنه رو ” در گفتار های مسئولان آمریکایی بسیار تکرار می شود ، گروه های مورد علاقه آمریکا که برای به قدرت رسیدن این گروه ها از همه امکانات خود استفاده می کند .

این عناصر میانه رو چه کسانی هستند که آمریکایی ها از بدو انقلاب روی آنها حساب باز کرده اند و برایشان در آینده نقش نوشته اند ؟

در بخش دیگری از اسناد لانه جاسوسی آمده است : «  ما می خواهیم برای ایرانی کار کنیم که میانه رو باشد و ناسیونالیست های مخالف روحانیت ٬ تسلط بیشتری دراداره مملکت ٬ داشته باشند و در ضمن تا قبل ازاستقرار دولت جدید مامی توانیم طریق نفوذ در ایران را امتحان کنیم. بایستی موقعیت توأم با اطمینان و احترام در ایران رواج دهیم … » ( از ساندرز به نیوسام شهریور ۵۸)

هنری کیسینجر وزیر خارجه اسبق آمریکا، برقراری رابطه با جناح به اصطلاح “میانه رو و معتدل” را به ریگان توصیه کرده بود. طبق نظر کیسینجر، در صورتی که یک جناح “میانه رو” و قدرتمند مایل به گفت و گو با آمریکا در میان رهبران ایران وجود نداشته باشد، هیچ گونه پیوند و مصالحه‌ای میان دو کشور برقرار نخواهد شد. بر پایه همین ملاحظه، آمریکایی‌ها مذاکرات محرمانه‌ای را از طریق یک میانجی در لندن آغاز کردند و امیدوار بودند با بهره‌برداری از اختلاف نظر میان جناح‌های سیاسی ایران، با ارائه امتیاز به “میانه روها” برای تحکیم موقعیت آنها تلاش نمایند.

روزنامه ایندیپندنت نیز در سال ۱۳۶۵ اشاره می‌کند که اکبر هاشمی رهبر این جناح به اصطلاح “میانه رو” می‌باشد . این روزنامه می‌نویسد : « ماجرای مک فارلین سبب شده تا تفرقه عمیقی که در رژیم آیت الله خمینی وجود دارد، علنی شود. اکبر هاشمی به عنوان رهبر جناحی شناخته شده که آماده است با آمریکا به معامله بپردازد .»

از بدو انقلاب دو طیف و دو نوع تفکر در رابطه با آمریکا وجود داشته است ، طیف اول که آمریکا را “شیطان بزرگ” می داند ، به آن “بدبین” است و آنرا “غیر قابل اعتماد” و “غیر قابل مذاکره” می داند و برای آمریکا هیچ احترام و ارزشی قایل نیست ، رییس جمهور آن را ” بی عقل ” می داند و بر این باور است که ” آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند “.

طیف دوم که آمریکا را ” کد خدا” می داند  معتقد است ” در عالم سیاست بدبینی و خوشبینی معنا ندارد ” این طیف به صورت مخفیانه با آمریکا ” مذاکره ” می کند امضاء آمریکایی ها را ” تضمین” می داند و ” مخالف شعار مرگ بر آمریکا ” است ، رییس جمهور آمریکا را ” مودب و باهوش ” می داند و بر این باور است که ” آمریکا میتواند بایک بمب سیستم دفاعی ما را نابود کند ” .

از دیدگاه آمریکا طیف اول ” تند رو ” و طیف دوم ” میانه رو ” هستند .

این میانه رو ها همان هایی هستند که آمریکا به آنها امید دارد و از ابتدای انقلاب برای جذب و تربیت آنها برنامه ریزی کرده است .

اگر در انتخابات می بینیم شبکه های ضد انقلاب و کانال های معاند در فضای مجازی کاندید خاصی را تبلیغ می کنند ، چراکه اینها همان مهره های مطلوب آمریکایی ها هستند که به واسطه ” نفوذ ” قدرت یافته و سر کار آمده اند .

تعجب نکنیم اگر از تریبون های اینها سخنانی می شنویم که مخالف ارزش ها و آرمانهای جمهوری اسلامی ایران است چرا که این تریبون ها بیشتر از اینکه تریبون جمهوری اسلامی ایران باشید ، تریبون غرب است .

وقتی دشمن ” مودب و باهوش ” باشد ، منتقد دلسوز با زشت ترین و بی ادبانه ترین القاب و الفاظ نوازش می شود .

برجام و اسناد استعماری موجب پیشرفت و رفاه و ترقی می شود ، اما برنامه های داخلی مغفول می مانند .

دشمن تحریم می کند و از خارج فشار می آورد ، اینها ول انگاری می کنند و از داخل فشار می آورند .

مردم ” درچال ” و آقایان “توچال ” .

این ها همان میانه رو هایی هستند که آمریکا دوست دارد تسط در اداره مملکت داشته باشند.

Leave a comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *